از همه وحشتناك تر وضعيت مركز
انگار چاهها نمي خواد پر شه
حقوق رو مي دي قسط
قسط رو مي دي حقوق بعدي
حقوق رو مي دي كارانه
كارانه رو نداده حقوق بعدي
حقوق حل نشده عيدي سنوات
سنوات نداده تنقلات و گوشت و برنج عيد
اونوقت مي خواي وضعيت ما خوب باشه
خونه تازه رنگ شده
كابينت ها سفارش داده شده
ديگه پولي نمونده واسه بقيه كارا
آقاي مجد و آقاي كاشي اومده بودن مركز ديد و بازديد
آقاي كاشي مي گه برنامت چيه واسه ارشد
مي گم دلم مي خواد يه سال خونه استراحت كنم
آقاي مجد مي گه كار براي جامعه مرد است جامعه نسوان وظيفه مهمتري دارن (فرزند)
فرزند
چه واژه شيريني
مامان مي گه من نوه مي خوام
دلم براي نجمه تنگ شده
نجمه مي گه دلم تنگ شده
مي گم پنج شنبه بيا خونه ما حموم دسشتشويي بشوريم دل جفتمون باز شه
خوابم مي ياد
ديروز همتي اومده بود
ديدمش تموم مشكلات گذشته برام زنده شد
اما خداييش دلم براش تنگ شده بود
مي گم ازدواج نكردي
مي گه شوهر مگه پيدا مي شه
خلاصه كسي كانديد بود بدك نيستا
فقط يه كم شيشه خوردش بالاست
حل مي شه
به قول نجمه يه سالي هست امام زاده صالح نرفتيم
اي خدا
چشمام بستست
ياد گذشته
خيابون وليعصر
سر پل تجريش
صحن امام زاده
فاتحه شهدا
كسب اجازه
زيارت
نماز
زيارت عاشورا
اشك
دعا
سبكي
حالاااااااااااااااااااااا
براي ميون بر از بازارچه بريم
تره بار باصفا و رنگي
بازارچه اسرار آميز
پيتزا
پياده روي تا پارك وي
نجمه بسكين رابينز يادته
آقاي صميمي
چه پزي مي داد غزال
يادته
شرط مي بندم نمي دونست اسم شهر يا حيوونه يا يه خوردني
دلم تنگ شده
اما نه
كار زياد دارم وقت دلتنگي ندارم
فقط دلم واسه نجمه تنگ شده
ترم خوبي نبود
نمي دونم بگم بخير بود يا ناخير
خيلي خستم
مي شه گفت له شدم
به مامان مي گم انگار با چوب كوبيدنم
از اون طرف بابا
بابا سر پا نشده مامان
فوت بابابزرگ
امتحانات افتضاح من
خدا چه تقصير داره
خودم كم درس خوندم
انگار اين ترم دست و دلم به كار نبود
حالا من موندم و غصه ايام گذشته كه اي كاش بهتر بودم
دلم مي خواد زودتر اين سال تموم شه
هميشه سالهايي كه اخرش صفر داره سالهاي بديه
دلم مي خواد زودتر تموم شه
گاهي به خودم فكر مي كنم
به كارهام
يه چيزهايي رو به يه چيزايي ارتباط مي دم
شايد اين كار رو كردم اين طوري شد
شايد اين حرف رو زدم اون كار بهم ريخت
گاهي هنگ مي شم
مامان مي گه غصه بخوري مي گم همه اينها تقصير منه
من رفتم بيمارستان تو امتحاناتت بهم ريخت
رضا مي گه اينا امتحان روزگاره
بي خيال باش
اما نمي تونم
فال حافظ گرفتم
گفتم دلم تنگت شد اومدم سراغت
نوازشم كرد
گفت منتي بود ياد كردن من
دلم زيارت مي خواد
دلم حرم مي خواد
دلم امام رضا مي خواد
خيلي خستم
براي دلم دعا كنيد
هر چند مي دونم كسي اينجا نمي ياد
قبلا هم در موردش گفتم
موهاي كاملا سفيد
لهجه شيريني داره
زرتشتيه
يه چاپخونه مجهز داره
آقاي رمضاني مي گه همه بچه هاش خارجن
خودش تك و تنها اينجاست
كافيه چشمش باهات برخورد داشته باشه
لبخند مي زنه
دستشو رو سينش مي ذاره
خم مي شه
سلام مي كنه
و تا جايي كه تو ديدش باشي تو همون حالت لبخند تحويلت مي ده
فقط يه بار بهش گفتم از بچه هاي مركز هستم
تمام
بعد اون روز خداي احترام و ادب رو ديدم
اون يك زرتيشتيه
يك به قول ما مسلمانان اكثريت، اقليت
و اما اونجا
خانوم همسايست
درب خونش دائم بازه
وقتي صداي ما رو مي شنوه
گروووومپ
درب كوبيده مي شه تا بسته بشه
وقتي ببينتت به زور سلامي خشك تحويلت مي ده
اون روز كه خيلي زيبا شالش رو جلوي دهانش گرفت و انگار كه نديده مارو از كنارمون رد شد
شونه به شونه
مامان مي گه ولش كن تو بزرگي كن و سلامش كن
آخه چند بار مامان مهربونم
خوب اين هم از اين به قول معروف اكثريت
چرا اين همه تفاوت بين اقليت و اكثريت
آدم هاي دوست داشتي هستن زرتشتي ها
گويي در عريان شدن مسابقه اي است.
دختركان و پسركان گوي سبقت مي ربايند
همسر گرامي مي گه زيبايي هاي محرم رو هم ببين
بعدا نوشت: امشال آخرين ساليه كه دانشجو هستم
البته فعلا
دانشجوها روزتون مبارك
مامان اينا از سفر برگشتن سلامت سلامت
شكرت
با هزار بدبختي و يه قرون دوزار 20 ميليون جمع شد و مستاجرمون رفت ديگه مي تونيم بريم خونه خودمون
شكرت
خداجونم جواب پاتولورژي بابا هم ختم به خير بشه ديگه هيچي نمي خوام
اين يكي رو ختم به خير كن
يا الله